یک پژوهشگرانسان شناس، در آفریقا، به تعدادی از بچه های بومی یک بازی را پیشنهاد کرد.

مطالعه بیشتر...

پسر كوچكي وارد مغازه اي شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد و بر روي جعبه رفت تا دستش به دكمه هاي تلفن برسد و شروع كرد به گرفتن شماره.

مطالعه بیشتر...

مرد فقیرى بود که همسرش از شیر گاوشان کره درست میکرد و او آنرا به تنها بقالى روستا مى فروخت. 

 

مطالعه بیشتر...

شبی از شبها، شاگردی در حال عبادت و تضرع و گریه و زاری بود.

مطالعه بیشتر...